|
دنياي ناشناخته هخامنشيان داريوش احمدي چاپ دوم:1387 تعداد صفحه: 184 قيمت: 2800 تومان |
|
عصر هخامنشيان بيگمان يكي از مهمترين، سرنوشتسازترين، و پيچيدهترين بُرهههاي تاريخ ايران است. دانستههاي ما از اين دوران بر منابعي پُرشمار، اما بسيار پراكنده استوار است، كه هر يك از وجهي و مبتني بر پسزمينههايي، آگاهيهايي را دربارهي تاريخ هخامنشيان ارائه ميدهند. اما دريغ كه سهم منابع بومي (مشخصاً پارسي) در اين امر بسيار اندك است، چرا كه عمومي و همگاني نبودن فن نگارش و كتابت در ميان ايرانيان باستان و نيز آسيبهاي ناشي از تاراجهاي پياپي اين سرزمين، موجب برجاي ماندن آثار مكتوب كمشماري از ايران باستان شده است. اگرچه گوناگوني و پراكندگي منابع موجود (اعم از آثار نويسندگان يوناني، اسناد ديواني تخت جمشيد، اسناد تجاري، معاهداتي و معاملاتي بابلي، كتيبههاي شاهانهي هخامنشي، اشارات عهد عتيق، و ...) مانع از ارائهي تصويري كامل و فراگير و رسا از جوانب مختلف تاريخ هخامنشيان (يعني، سياست، جامعه، دين، اقتصاد، و ...) ميشود و گوشههاي همچنان تاريك و ناشناختهاي را در دنياي پهناور هخامنشيان به جاي ميگذارد، اما با كنار هم نهادن همهي اين اسناد و تلاش براي تكميل و تصحيحِ انتقادي و خِردگرايانهيِ منابع شرقي با منابع غربي، و عكس آن، ميتوان همين گوشهها و زواياي تاريك و ناشناخته را نيز تا حدي روشن ساخت. پيدا است كه اتكا و اعتناي بيش از حد و نامعقول به يك گروه از اسناد (مثلاً مدارك يوناني) موجب گمراهي مورخ و سوق يافتن او به استنتاجهايي دور از حقيقت، جانبدارانه و حتا مغرضانه ميشود.
اما از سوي ديگر، در ايران باستان، مرز باريكي ميان تاريخ و اسطوره وجود داشته است؛ در اين اعصار، چه بسيار اسطورههايي كه به تاريخ مبدل گرديده و چه بسيار تواريخي كه به اسطوره تبديل شدهاند. بنابراين مورخ ناگزير است براي يافتن گمشدههاي تاريخي در هزارتويِ اساطير، و هم براي درك چندوچون دگرديسي تاريخ و اسطوره به يكديگر، به پژوهش در اسطورههاي ايران نيز بپردازد.
◈◈◈
تا چندين دههي پيش شيوهي مورخان غربي در بررسي تاريخ هخامنشيان، تنها بازگويي روايات نويسندگان كلاسيك يوناني و پذيرش كمابيش كامل و دربست آنها بدون توجه به انگيزهها و اغراض راويان آنها، و نيز فهم و تحليل رويدادها و مناسبات تاريخي آن دوران بر مبناي تئوريها و ايدئولوژيهاي جديد بوده است. متأسفانه شماري از نويسندگان داخلي نيز با پيروي نسنجيده از همين نوع تأليفات يونانيگرايانه و ايدئولوژيكِ يكسره بياعتبار، و يا با تكرار افسانههاي تاريخي باستانپرستانه، گاه از اين سوي بام فروافتادهاند و گاه از آن سوي بام!
اما از دههي 1980 م. به بعد، پژوهشگران تاريخ ايران با بازنگري در مباني پژوهشي و روششناختي خود كوشيدند يكسونگري و جانبداري را در بهرهگيري از منابع تاريخي به كنار نهادند و در مقابل، با استفادهي افزونتر از منابع شرقي (ميانروداني - ايراني) و تحليل رويدادهاي تاريخي با اتكا به جهانبيني شرقي و اصول هِرمِنوتيك (يعني بررسي و فهم رويدادهاي تاريخي در چارچوب زماني - مكاني خود) تاريخ هخامنشيان را از نو تدوين و بررسي كنند. انتشار كتابهاي پيشرو و درخشاني چون مجموعهي تاريخ هخامنشي (ويراستهي هلن سانسيسي - ويردنبورگ و ديگران، ليدن، 1987 به بعد)، تاريخ امپراتوري پارس ، از كوروش تا اسكندر (نوشتهي پيئر بريان، پاريس، 1996)، و تداوم امپراتوري (؟) آشور ، ماد، پارس (ويراستهي جيوواني لَنفرانچي و ديگران، پادوا، 2003) بيگمان تأثير كلاني را در بسط و تثبيت اين روششناسي جديد داشته است.
نويسندهي كتاب حاضر نيز كوشيده است بر مبناي اين چشمانداز به تازگي گشوده شده، به گونهاي روشمند و ناقدانه، و با اتكا به اسناد دست اول تاريخي، ابعاد و زواياي كمتر شناخته شده يا ناشناختهي تاريخ هخامنشيان (اعم از شخصيتها، ساختارها و نهادها) را، چه در قالب پژوهشهاي منفرد و چه با ترجمهي مقالات مناسب، روشن و آشكار سازد.
اميد است اين اثر، كه نخستين كتاب از مجموعه پژوهشهايي است كه دربارهي تاريخ و فرهنگ عصر هخامنشي منتشر خواهد شد، دانستههاي بسنده و روشنگرانهاي را در اختيار علاقهمندان و پژوهشگران تاريخ ايران قرار دهد.