![]() |
|||||
|
|
||||
|
پرشماري چاپ و نشر كتابهاي تاريخي در طي سالهاي اخير، و از جمله رسيدن كتاب «دنياي ناشناختهي هخامنشيان» در كمتر از يك سال به چاپ دوم، گواه آشكار دلبستگي ايرانيان به آگاهي از كارنامه و سرگذشت درخشان پيشينيان و نياكانشان، و نيز علاقهمندي ايشان به پژوهشهاي تاريخي مستند و روشمند و بيطرفانه است. كتاب حاضر، كه دومين جلد از مجموعهي چند جلدي «دنياي ناشناختهي هخامنشيان» است، همچنان در پي تحقق اين هدف است كه از وراي اين دو ديدگاه رايج دربارهي تاريخ هخامنشيان، به شناختي فراگير، مستند و بيطرفانه از اين دوران درخشان تاريخ ايران دست يابد: ديدگاه نخست، كه بيشترْ نژادپرستان تجزيهطلب مبلغ آناند، با ادبياتي ويژه و كهنه، هخامنشيان را ستمگراني خونريز و ددخو تصوير ميكند كه گويي «خلقهاي آزاد و زحمتكش» آسيايي را به «بردگي» گرفته و به فلاكت كشاندهاند؛ و ديدگاه دوم، كه بيشتر نويسندگان سنتگراي غربي نشر دهندهي آناند، شهرياران هخامنشي را خودكامگاني تجملپرست، ترسو، فاسد و دچار توطئه و دسيسهي هميشگي اطرافيان خود توصيف ميكند، كه سرانجام به همين علت قلمرو خود را به سادگي تسليم فاتح جوان مقدونيايي نمودند كه گويا نماينده و به ارمغان آورندهي آزادي و تمدن و بالندگي براي مردم رخوتزدهي آسيا بود! با آن كه در طي دو سه دههي اخير آثار ارزنده و درخشاني در جهان غرب دربارهي تاريخ هخامنشيان منتشر گرديده است، اما متأسفانه امكان آگاهي و بهرهگيري دانشجويان و پژوهشگران ايراني از اين نوع آثار و نيز شيوههاي پژوهشي جديد آنها بسيار اندك بوده است و همچنان كتابهاي تاريخي داستانوار، يا آكنده از نظريات كهنه و ايدئولژيك، در ايران چاپ و بازچاپ ميشوند. با توجه به اين نكات، نويسندهي كتاب حاضر كوشيده است با تحليل روشمند، انتقادي و بيطرفانه اسناد گوناگون تاريخي، و نيز ترجمهي آثاري كه كمابيش بر اين روش تحقيق استوارند، بخشي از خلاء موجود در عرصهي پژوهشهاي نوين تاريخي را، در حد بضاعت علمي خود، مرتفع كند، يا دستكم نگاه و بينش جديدي را در بررسي و شناخت اين مقطع از تاريخ درخشان ايران، معمول و متداول سازد. |
|||||